یک سال و یک ماه و یک هفته یک روز و یک ساعت ...

سلام بازم نتونستم زود آپ کنم آخه از بس مشکلات زندگی زیاد شده و سرم کلی

 

شلوغه منم که دیگه هیچی دوبله شیطون شدم یه لحظه یه جا نمی مونم همش در حال

خرابکاریم !

هفته پیش یه مسافرت چند روزه رفتیم حدودا 8 روزه ولی باز هم بابام نتونست بیاد آخه کار داشت

من و مامی با بابایی و مامانی رفتیم یزد خیلی خوب بود ولی هوا خیلی گرم بود

تو راه تو ماشین همش بغل مامانی بودم و بعضی وقتها هم رانندگی می کردم

ولی در کل بچه خوبی بودم تو مسافرت اصلا اذیت نکردم دخمل خوبی بودم

 

واسه همین حالا که برگشتیم خونه حسابی بغلی شدم چون همه بخلم می کردن

من یک دو سه یاد گرفتم بگم همچنان احرف زدنم به صورت امری دستوریه

مثلا به به بده آب بده ....

اسم  عمو  کوچیکم  رو  هم  بلدم  بگم  امیرررررررر   تو مسافرت  همش دنبالش 

می گشتم   عمه  هم  یاد  گفتم

جدیدا هم همش می گم مامان منه برای همین مامانم جرات نداره با هیچکس

حرف بزنه چون مامان منه اینو از مهسا یاد گرفتم چون تا عمه

مهناز می خواست منو بغل کنه مهسا میومد می گفت مامان منه In Love

یه خبر جدید دیگهههه Winner 6 مین مرواریدم داره در می یاد

راستی تبریک روز پدر بابا جون و بابایی و آقا جون روزتون مبارک

فوق العاده فو ق العاده این خبر خیلی مهمهههههههههههه

من دیروز تنهاییی چند دقیقه ای بدون تکیه گاه ایستادم والبته رقصیدم

و امروز صبح حدودا ساعت 11 اولین قدم زندگیمو برداشتمممممم

 

بعضی وقتها بابا و مامان رو قاطی می کنم همین که بابام از سر کار میاد می رم

بخلشو می گم مامان ماماننننننننننننننن

ماشین لباسشویی و یخچال و گاز رو هم مشناسم وقتی می گن آریانا

گاز کو ؟ با دست نشون می دم البته بعضی وقتها ماشین لباسشویی و یخچال رو قاطی

 

می کنم آخه تازه یاد گرفتم

اجزا صورتم هم می شناسم با دست و پام ولی وقتی می گن اریانا مماغت کوش

مماغ مامانم رو نشون می دم...

جدیدا دستم رو می گیرم به مماغم و حرف می زنم خیلی باحاله اخه صدام عوض

میشه واسه همین خ.شم میاد و هی تکرار می کنم

اینو روم نمیشه بگم ولی زبون درازی هم می کنم زبانخجالت

راستی  من  اسب  سواری هم  یاد گرفتم آخه تا  می بینم   بابام  دراز 

کشیده می رم  رو  دلش  می  شینم و  می  گم   پیتیکو  پیتیکو    نیشخند 

 

وای امسال مامانم  هیچی از جام  جهانی  نفهمید  آخه اصلا  نتونست    فوتبال 

ببینه   

حالا چند تا از گل خانم

 

تو این عکس یک   سال و یک ماه و یک روزه ام

 

 

 

از سمت چپ من و آتنا ریحانه فاطمه و زینب اون یکی رو هم نمی شناسم

فامیل عروسه فکر کنم

 

 

از سمت چپ مرجان . نگار. ریحانه . زینب و ؟

 

 

من و بابایی تو عروسی

 

من و مهسا و پریسا پارک کوهستان

 

 

 

من و  مادربزرگ مامانم 

 

/ 0 نظر / 9 بازدید