28 ماهگیم

 

سلام  من امروز  28  ماهه شدم  .مبارکهاز خود راضیمژه

این  ماه  کلی ماجرا برام  پیش  اومده بود  ولی  خوب  الان  مامان خانم  هیچکدوم تو

ذهنش  نیست  واسه اینکه من بیش  از اندازه  وروجک شدم  یه لحظه آروم قرار ندارم 

خیلی هم بهونه گیر شدم خجالتشب که  می خوام بخوابم   تا دو سه ساعت مامی 

بیچاره باید بخلم کنه   و راه بره  تا بخوابم  تازه   بعضی  وقتها  ظهر  اگر بخوابم به همین

  روش   2 

ساعتی چرت می  زنم تو بغل بعد  بیدار میشم نیشخند .  اگر هم  با مامی  رو تخت  بخوابم

انقدر  دستاشو   نیشگون   می گیرم و با  ناخن می  کشم  رو دستش  تا خوابم ببره 

این حالتو از وقتی از شیر منو  گرفتن  دارم خجالت

  چند وقتی هم هست  همش  گیر میدم  که با بابام برم  سرکار  و البته با  پدربزرگم 

هم  می خوام برم  شهرداری  هههههههههههه 

  جدیدا  دارم شعرهای کتاب  دوم دبستان رو یاد می گیرم البته از اون قدیمی هاش

مثل صد دانه یاقوت دسته به دسته   البته کامل بلد نیستم 

اما قدرت خدا  هرچه که بیندیده  خدایش  آفریده ...

خدای خوب و مهربان داده  به ما گوش  و زبان...

کتاب خوب   من یار مهربانم ...

روو  بلدم

شعر دویدم و دویدم  سر کوهی رسیدم  ....

  با  اودن اولین باد  سرد پاییزی   یه دفعه  یاد ولین شعری  که  پارسال  این موقع مامی 

یادم داده بود افتادم   و خوندم براش   پاییزه  پاییزه  برگ درخت می ریزه  ...  اون موقع 

زبانفقط   آخرشو می گفتم  آخی  چقده کوچولو  بودمااااااا

 

من  وقتی  می خوام بگم بابام کجاست میگم  بابایم کجاست از خود راضی

 چند روز پیش  هم یه دفعه تب کردم   و  خودم هم هی می گفتم مادرم من تب

دارم مریضم  مواظبم باشخواب

از هفته پیش  هم دختر عمه هام اومده بودن   کرج و تازه رفتن  خونشون  خوب  دیگه

تو این یه  هفته یه دقیقه باهم  خوب بودیم یه دقیقه  هم  دعوا می کردیم   سر

هرچیزی  که فکرشو بکنید دعوا می کردیم منو  مهسا  1سال و 4  ماه  اختلاف سنی  داریم

سر  غذا خوردن  اسباب بازی  شیطان

سر مامانامون   مداد  رنگی  . باد کنک.   تفنگ . و لباسا  و کفشای مامان بابا  هامون

ههههههه  تازه سر آدما      هم دعوا می کردیم   یه روز  مامان جون  مادربزرگ  بابام

اومده بود خونمون   من می گفتم مهسا  مامان جون مال منه اونم می گفت ماله منه 

آخر  سر هم  همدیگرو زدیم و جیغ داد  نگران .سر  اینکه پریسا خواهر     کدوممونه خجالت

 جدیدا به تفنگ بازی هم خیلی علاقه مند شدم  .به  تفنگ می گیرم دستم می گم

دستا بالا می خوام بکشتمنیشخنداگر ادم  پیدا نکنم  عروسکام  رو تیر بارون می کنم

حالا  اگر خدایی  نکرده مامی  یکی از عروسکام رو  پرت کنه   یه جا  دعواش می کنم 

و  میگم !  مادرم  چرا  بچمو پرت کردی چرا اذیتش کردی  می رم میارمشو   دلداریش

می دمچشمک

این  چند  وقته   هرروز  میرم مغازه  با  آقاجون و  و قتی  سرش  شلوغ  میشه  کمکش

  می کنم  هههه  تازه به مشتری  هم  کمک می  کنم تو انتخاب  لوازم التحریر  مثلا 

میگم  این دفتر خوبه        هر که  چیزو  می  خواد  بخره  میگم

منم  دارم  قیمت هم میدم  مثلا  هزارو  دیبیستو پن تومن .  البته همه مغازه رو هم 

بهم می  ریزم    هر روز  کلی بادکنک و دفتر  مدادرنگی  میارم  خونه  و  جدیدا  برام

نمی صرفه  کتابا رو  چند تا چند تا میارم   اگر هم  یه وسیله ای  رو که  یه  خورده خراب

باشه بهم  بدن  میگم   من  نو می خوام   امروز  گیر داده  بودم به مداد رنگی  36  رنگ 

ههههه  فقط هم  می  گفتم فابل  کاستل   آخه  میشناسم   از رو  عکس  جعبش

 

راستی دیروز  مامانم ازم پرسید آریانا  اسم  و  فامیلی عمت  چیه ؟

منم گفتم  عمه  توپیسیان 

بعد من  پرسیدم مامانم !  فامیلی مهسا  چیه  ؟ مامانم  گفت اسدی  پریسا هم اسدی

بعد  منم  گفتم  مادرم منم می خوام اسدی باشم  هههههههه 

 من اسم و  فامیلی مادربزرگم  هم بلدم   چشمک  خیلی  هم بامزه تلفظ  می کنم  حالا 

هیچکی نمیدونه  از کجا یاد گرفتم  خوب  اسمشو  آقا جون زیاد  میگه  تو خونه  اما

فامیلیشو کسی  صدا نمی زنه  ههههه  اینم شده یه معما نیشخند

 اینم چند تا عکس  

 

 

 

 

/ 44 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
طرح ویژه عید تا عید

جايزه تان را انتخاب کنيد و فرصت را از دست ندهيد !!! فقط تا عید غدیر فرصت دارید جهت کسب اطلاعات بیشتر لطفا به وب سایت ما مراجعه نمایید. http://roshanak.shoploger.com/product-166229.aspx

رویا مامان گلسا

قرونش برم واسه تولدش شروع کردی؟

مامان بیتا

دوستان عزیز سلام منتظر حضور پر مهر شما در نمایشگاه اسباب بازی و سرگرمی های کودک و نوجوان هستیم. 23 الی 27 آبان90 تهران خیابان فاطمی خیابان حجاب مرکز آفرینش های فرهنگی هنری کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان غرفه هواپیماهای جت رو هیچ شادی نیست اندر این جهان ..........برتر از دیدار روی دوستان

مامان عرشیا

آریانا جون عیدت مبارک[بغل]

کلاس داستان نویسی

با سلام: آغاز ثبت نام ترم جدید کلاس های آموزش داستان نویسی پیشرفته با حضور استاد ابوالفضل درخشنده در فرهنگسرای های سرو، شفق ، رسانه و دانشگاه صنعتی شریف. با ارایه مدرک معتبر مورد پذیرش و ارزشیابی در تمامی مراکز علمی و دولتی داخل و خارج کشور. علاقمندان برای شرکت در کلاس های فوق با معاونت آموزش فرهنگسرای های ذکر شده تماس حاصل نمایند. فرهنگسرای سرو : خ ولی عصر(عج) بالاتر از پارک ساعی . تلفن : 88651786 فرهنگسرای شفق : خ یوسف آباد . تلفن : 88712839 فرهنگسرای رسانه : میدان حضرت ولی عصر (عج) تلفن: 88890838 دانشگاه صنعتی شریف : خیابان انقلاب اسلامی – نرسیده به میدان آزادی . تلفن: 66165821 لطفا جهت دریافت کتاب های آموزش داستان نویسی پیشرفته از لینک زیر استفاده فرمایید. با تشکر http://derakhshandeh.org/Payments.aspx