21ماهگیم...

سلام

میلاد رسول اکرم و امام جعفر صادق ع مبارکلبخند

   بازم  با تاخیر اومدم ولی خوب این  ماه  می خوام   زود به زود  آپ می کنم  اگر بشه

 باری اگر از احوالات ما پرسیده باشید   ملالی  نیست جز  آپ  نکردم طولانی مدت

خوبه   دیگه  علت و خودتون می  دونید الان  شب  عید هر کسی کاری  داره خونه

بهم ریخته بچه شیطون  خریدای عقب افتاده ...

 و  صد البته  فیس  بوک  و  دوستای نی نی سایتی ...


پارسال این موقه  من   فقط  چند تا کلمه رو می تونستم بگم مثل مامان بابا  دا دد  آبه 

نه   و چند تا کلمه دیگه تو این مایه ها خوب  دیگه اون موقع 9 ماهم بود آخی .

Winner


حالا   جمله هم میگم  .  وشعر هم می تونم بخونم  

شعرا رو با همکاری مامانم می خونم .  اتل متل  توتوله  گاو اسن  چه جوره    نه شیر  داره  نه  پسون

گاوشو بردن اندستون   یک  زن کردن بگیر  اسمشو بزار انقووووزی   بقیشو    گوش  می دم 

(  رنگی  ها رو  آریانا میگه)

شعر بعدی :  یه  توپ دارم   قیلقیلی  سرخ و سفید و آبی   می زنم زمین اوا می ره   نمی دونی تا کجا

می ره  من این  توپ  نداشتم  مشقامو خوب نبشتم  بابام بهم عیدی داد یه توپ

قیلقیلی داد

شعر بعدی  چشم چشم  دو ابو دماغ و دهن یه گردو   البته اینو مامانم  تا آخرش بلد

نبوده  ههههههههاز خود راضی

یه  شعر دیگه  هم داشتم یاد می گرفتم که به دلیل پاره ای  از مسائل  من و مامی

منصرف شدیم!!

شعر تپلویم تپلو صورتم مثل هلو قد و بالا م کو تاهه چشم و ابروم سیاهه مامان خوبی

دارمم میشینه توی خونه می بافه دونه دونه ...

خوب دیگه  صداقت از هر چیزی بهتره  نه من  تپلو یم  نه مامانم می بافه دونه دونه ازبان

البته تنها مامانم  به من آموزش  نمی دخه با بام هم در تعلیم و تعلم من  نقش 

بسزایی داره  .  بابام  هم  ترانه ها رو  بهم یاد میده مثله: واویلا لیلی  که منم  بقیشو می خونم  مژه آهنگ  بارباخ منصور هم  خیلی  دوست دارم و بفرمایید شام  رو .

 گاهی وقتها هم شعرها رو بدون همکاری می خونم. کلاغ پر پر هم خیلی خوب بلدم و 

می دونم  کدوم  یکی

از حیوونا پر پر می کنه  کدوم یکی  نه  پر می کنه         

                


از شیطونیهام هر چی بگم کم گفتم و البته شیرین زبونیهام

شدیدا عاشق مطالعه هستم هر  روز  به مامی میگم : زهره کتاب بده  و  کتابو می

گیرم و  اینجوری

Reading a Book می خونم .  حتی تو مهمونی هم دست از مطالعه  بر نمی دارم دقیقا  هم همین جوری می خونم.

چند شب پیش  خونه خاله  مامانم بودیم  که  گفتم پرمانه (  پروانه)  کتاب بده   اونم برام آورد منم شروع 

کردم به خوندم

وقتی هم خسته شدم  کتاب رو گذاشتم کنار و گفتم دیگه بسه!!                            


وقتی هم جایی  باشیم  همین که دیگه خسته بشم و بخوام برم  شال و کلاهم و سر می  کنم و 

کاپشنم رو  یه  آستینه

میپوشم  و میگم بسه بریم دیگه !  وقتی هم اصرار می کنم   باید حرف حرف من باشه   انقدر میگم

  بابا پاشو  مامان  بریم

که دیگه  مجبور میشن که حرفم رو گوش  کنن.                Rolling Pin

تو خونه خیلی بهونه گیر شدم  همش می خوام از خونه بیرون باشم  یه روز که خیلی گریه می  کردم

همین  که فهمیدم

می  خوایم بریم خونه مامانی  آروم شدم و وقتی  داشتم  حاضر میشدیم بابا هنوز پای  کامی بود منم 

هی میگفتم بابا

حاضری؟؟  پاشو  بریم !!!           

به  تلوزیون و هم همچنان علاقه مندم  و هروز  باید سی دی بی  بی  رو بینم و گرنه 

روزم  شب نمیشه. هر چی  هم یاد می  گیرم به مامی م یاد می دم  مثلا میگم

ب ب   baby   ب ب ball  ....

من   عادت دارم کلامات جدیدی رو که  یاد می گیرم و  شب تکرار کنم 

جدیدا اسم پسر خاله مامانم رو یاد گرفتم تا چندروز تکرار می کردم تا تو ذهنم بمونه

مجیب  . البته حالا دیگه یاد گرفتم . هر چی هم از  تلوزیون پخش  بشه  سه سوته یاد

می گیرم  یه  روز  یه ترانه از  مهرشاد  نشون می داد  به اسم  دورت بگردم  که من 

وقتی  موزیک تموم شد به  عمو امیر  گفتم  امیر الهی  دورت بگردم.

یه  خرس پشمالو  عمو بهنامم  داره که من به اون خرسه  می گم عمه  بهنام

این هفته چون  ولنتاین و این جور چیزا بود منم  هی می گفتم  آلابیو  و  دوست دارم

بعدشم  تا قربون صدقم  می  رفتن می گفتم بولت زدم ( گولت زدم)چشمک

واسه  عیدم  تا میپرسن اریانا عید کجا می  ری میگم انتالیا  بریم نای نای  کنیم  از خود راضی

هوس  کنسرت  کردم  هههههههههه 

من همچنان حموم رفتن و صد البته آب بازی رو  خیلی دوست دارم  وقتی  می بینم

که منو حموم نمی برن  دست به دامن عروسکام میشم  اینجوری. به عروسکم 

می گم:  عروسک میای بریم عموم؟؟ با حالت پرسشی؟ چی بریم  باشه  بریم

  عد اگر در حموم باز باشه با عروسکم  می ریم  حموم بعد مامانم مجبور میشه 

حمومم کنه روزی ٣  بار هم برم  باز دوست دارم برم  .

من    کله معلق هم  خوب می زنم.  و دم به دقیقه  هم می  گم  مامانه  منه

ماله منه فرشتهمن  نی نی هامو از شیر گرفتم و غذا میدم اما خودم

هنوز  شیر  می  خورمخجالت

یه  کار  بدی  هم که انجام میدم اینکه  ناخنم  رو می خورم عصبانی

بوس کردن منم هم در نوع خودش جالبه  وقتی  قرار یکی رو بوس کنم 

می رم  کنار  طرف  مثلا میگم بابا  بوس  بعد   بوسش می کنم  . اونوقت  راه

می افتم هر کی  تو خونه هست رو به همین ترتیب  بوس  می کنم .  ماچمژه

دیگه فعلا چیزی یاد م  نمیاد راستی

قدم  ٨٣  وزنم ١٠   و دورسرم ۴٧  بود 

 

 ایجا آماده شدم برم هوا خوری  ! راستی  این شال و کلاه  رو مامانی  برام  بافت 

نی نی رو بخوابونم   !  بعدا میام

 مشغول  آماده کردن  نی نی ها واسه حموم !

دارم شعر  می خونم !

در حال  الله اکبر ( نناز)

مامان عکس نگیر ریا میشه!!!!

تا ازم  غافل میشن  می رن  تو  لباسشویی!! واسه  تاب  بازی!!

وقتی  عصبانی میشم اینجوری اخم می کنم ! جدی  جدی!!

 

 در آخر هم  آدافظ  ( خداحافظ)

/ 40 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عاطفه، مامان فاطمه

سلام عزیز دلم آریانای قشنگم این دفعه خیلی دیر به وبلاگت سر زدم آخه دوست جونت مریضه و هنوز هم کامل خوب نشده... ولی واقعا صد آفرین به این مامان با حوصله که با این همه کار از وبلاگ گل دخملی غافل نمیشه و همه شیرین کاریهاش و خوش زبونیهاش رو براش به یادگار میذاره. ولی جالبه عزیزم، خیلی از کارها و حرفهات شبیه فاطمه است. اصلا انگار از اول شما تقریبا دوقلو بودین !!! بوس برای نازنین دخملی آریانا کوشولو [ماچ][گل]

صدف مامان دیانا

چقدر تو عزیزم وروجک شدی-رفتی توی ماشین لباسشوئی اونوقت!قربونت که همه چیزت بجاست هم نی نای نای تو انتالیا هم نماز اول وقت[نیشخند]

نونوش مامی آرتین

وای زهره جون خیلییییی حال کردم با این دخمل بلا و شیرین زبونت خدا حفظش کنه [ماچ]

مامان پریا و هلیا

به به چه دخمل شیرین زبون نازی[ماچ] بی زحمت هر وقت آپ می کنین خبر بدین چون بلاگفا نیستین من نمی فهمم آریانا جیگرو ببوس

محبوبه

جیگرشو![ماچ]

ستاره

تورو خدا به کمک نیاز دارم بهم سر بزن مطلبو بخون جون بچت شاید بتونی کمک کنی یه عالمه نیاز به کمک دارم

مرضیه

عیدتون پیشا پیش مبارک سال خوبی داشته باشین آراینا جون رو ببوسین